السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
392
تفسير الميزان ( فارسي )
و اين همه نبود مگر به خاطر اينكه دين توحيد يك داعى قوى از درون فطرت انسانها دارد ، علاوه بر اينكه خدا هم حامى آن است و در همين خود آيتى است از خدا كه عبرت گيرندگان بايد از آن عبرت گيرند و از دين وثنيت بيزارى جويند هم چنان كه ابراهيم از آن كيش و حتى از پدر و قومش كه طرفدار آن بودند بيزارى جست . * ( « إِذْ قالَ لأَبِيه وَقَوْمِه ما تَعْبُدُونَ » ) * اين جمله مخاصمه و مناظره آن جناب است با پدرش ، غير آن مخاصمه اى كه با مردم عصر خود داشت ، هم چنان كه خداى تعالى آن را در سوره انعام حكايت فرموده ، ليكن در اينجا چون بنا بر اختصار بوده هر دو مخاصمه را يك جا آورده و به يك سبك و روش حكايت فرموده ، يعنى آن مقدار را كه قدر مشترك ميان دو سبك احتجاج است نقل كرده است . و جمله * ( « ما تَعْبُدُونَ » ) * پرسش از حقيقت است ، در حقيقت خود را جاى كسى فرض كرده كه هيچ اطلاعى از حقيقت آلهه آنان و ساير شؤون آن ندارد ، و اين خود يكى از طرق مناظره است و مخصوص موردى است كه كسى بخواهد حقيقت و ساير شؤون مدعاى خصم را به خود او بفهماند ، تا وقتى اعترافى از او شنيد همان را سوژه و مدرك قرار داده بطلان مدعايش را اثبات كند . علاوه بر اين ، وجه ديگر اين گونه پرسش از آن جناب اين است كه اين محاجه مربوط به اولين روزى است كه ابراهيم ( ع ) از پناهگاه خود در آمده و داخل در مجتمع پدر و قوم خود شده است و قبل از اين چيزى در اين باره نديده بود و احتجاجى كه كرد از يك فطرت ساده و پاك كرد ، كه تفصيلش در سوره انعام گذشت . * ( « قالُوا نَعْبُدُ أَصْناماً فَنَظَلُّ لَها عاكِفِينَ » ) * كلمه « ظل » به معناى « دام - ادامه يافت » مىباشد و كلمه « عكوف » به معناى ملازمت و ايستادن نزد چيزى است ، و حرف لام در كلمه « لها » براى تعليل است و جمله را چنين معنا مىدهد : « گفتند ما بتهايى را مىپرستيم و دائما نزد آنها هستيم ، براى خاطر خود آنها » كه از جمله « نزد آنها هستيم . . . » تفريع بر ما قبل است . كلمه « صنم » به معناى جثه و مجسمه اى است كه آن را فلز و يا چوب يا غير آن به شكل مخصوصى بسازند ، تا به خيال بتپرستان صفاتى كه در معبود معينى هست در اين مجسمه كه نمايانگر آن معبود است نشان داده باشند . و اين بتپرستان ، ملائكه و جن را مىپرستيدند و آنها را موجوداتى روحانى و خارجى از عالم اجسام و منزه از خواص ماده و آثار آن مىدانستند و چون در هنگام عبادت توجه به اين